بدون عنوان
خستگی
خیلی خستم.نمی دونم وقتی بزرگ شین درک می کنید یا نه.از نظر روحی داغونم.نمی تونم همه چی رو بگم.بهم می گن مامان خوبی نیستم.چون می رم آموزشگاه.چون تنهایی از عهده شما بر نمی یام.نمی دونم واسه مادر بودن چی لازمه.فکر می کردم مادر یعنی حمایت و محبت.وقتی بهم نیاز باشه همیشه کنارتون باشم.نشون بدم تنها نیستین.تجربه در اختیارتون بذارم.آموزش و تربیت شما با من باشه.الان دوستون دارم.بهتون می رسم.به آموزشگاه هم می رسم.چون به آیندتون فکر می کنم.همه فکر می کن اگه پیشتون بشینم مادر نمونم.از حرفهای .... . بی خیال.شما بچه هامین.کسی نمی تونه من رو از شما جدا کنه حتی اگه بخواهد.می خوان من از خونه عزیزجون برم.اما نمی فهمن که شما اولین کسانی هستین که اذیت میشین.می خواهم شما منو بفهمین.دوستون دارم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
